X
تبلیغات
زمزمه های الهام بخش یک عاشق

زمزمه های الهام بخش یک عاشق

اگاهی و روشنگری

+ نوشته شده در  شنبه نهم بهمن 1389ساعت 21:34  توسط  ساده دل  | 

چه حس خوبیه وقتی که :

یه روز گوشی موبایلت زنگ میخوره ، نگاه میکنی شماره نا آشناست ، برخلاف همیشه که شماره های نا آشنا رو جواب نمیدی انگار یه حسی بهت میگه جواب بده .

جواب میدی ، "سلام " صدای مهربون یه خانم که تو رو به اسم صدا می زنه میپرسه که میشناسی ؟

و تو همون لحظه اول صداشو میشناسی . گویی سالهاست منتظری . توی این چند سال اخیر چقدر دوست داشتم ببینمش.

توی یه لحظه همه خاطرات سالهای نیمه اول دهه هشتاد توی ذهنم تداعی شد.

برای این دوستم احترام خاصی قایل بودم . همه چیز را از دیدگاهی فراتر میدید. مهربان . فعال. . در یک کلام زنی فهمیده و با شعور.

حالا دیگر بچه هایش بزرگ شده اند. چقدر خو شحال شدم از دیدن خو اهر عزیزم. این دوست من خواهری بود که خیلی چیزها از او اموختم.

بالخره بعد از دو روز به محل کارش رفتم . دو ساعتی باهاش حرف زدم. وای چقدر حرفهای نگفته داشتم. چقدر از دیدنش خوشحال شدم. همچنان با انرژی صبور و مهربان و نجیب. دوستان دیگر را هم دیدم .

برایش ارزوی سلامتی کامل و موفقیت در تمام عرصه های زندگی را  میکنم.

چقدر دوست داشتم سعید تاجیک و خانم قبادوند رو هم میدیدم

مثل مهتاب

مثل همه حرفهای خوب

مثل ایینه پاک

خواهرم را دوست دارم

مثا اب زلال

مثل سایه همراه

مثل کتاب آگاه

مثل خودش

مثل همه خواهرها

خواهرم را دوست دارم

مثل همه برادرها

به سلامتی و موفقیتش میاندیشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 3:32  توسط  ساده دل  | 

دل خسته ات را بردار و با یک چمدان به راه بیفت . گاهی رفتن حال آدم را خوب می کند . گاهی که    می روی و نمی مانی چشم هایت  بینا تر می شود .

برخیز و باقیمانده ی هیجانت را جمع کن و زندگی را در آغوش بگیر . بگذار رویاهایت نفسی تازه کنند . بگذار سفر تو را از کوچه و خیابان و از زندگی هر روزه ات دور کند.

سفر کن . دنیا از پشت پنجر ه ی خانه ، دنیای نا تمامی ست . برخیز وچمدانت را برای رفتن ببند و با خودت بگو دنیا منتظر است .

همیشه  سفر کن .

وقتی به سفر می روی طعم روزگار عوض می شود ، غم ها تو را گم می کنند و خوشبختی از لابه لای درختان سبز و انبوه بیرون می آید و با لبخند برایت دست تکان می دهد .

تنها در رفتن است که دنیا بزرگ تر می شود وآدمی لذت همنشینی با شادی را مزه مزه می کند ... آن گاه که خرده های نانت را برای اردک های زیبای دریاچه می ریزی و یا در جاده ، باران بر سقف ماشینت سازمی زند .

اصلا رها شدن درسی ست که فقط در سفر آموخته می شود . آن گاه که پشت پرچین های چوبی می ایستی واز زنان مهربان روستا ، سبدی تخم مرغ هدیه می گیری . وقتی درخت تنومندی را می یابی و از شاخه هایش تاب کودکی ات را دوباره آویزان می کنی.

باید از خودت فاصله بگیری  تا بتوانی مثل طبیعت ،هر لحظه دوباره از نو به دنیا بیایی و باید سفر کنی تا از راز آفرینش جهان آگاه شوی  .

تنها در سفر است که رنگین کمان ، نگاهت را خیره می سازد  و دریای آبی ، قدم های برهنه ات را با ماسه های خیس مهربانی نوازش می کند .

سفر درونت را خوب می کاود! قد می کشی و بزرگ می شوی و آنوقت زندگی می آید و رازهایش را در گوشت زمزمه می کند.

می روی به کویر وشب های پرستاره اش . آن همه تشنگی در زمین وطراوت درآسمان یک سرزمین متعجبت می کند .

به کوه می روی . تقلا می کنی وزمین ناهموار را تا آسمان بالا می روی و قله ای را فتح می کنی .آن بالا می ایستی ،هوای مرطوب که روبراهت می کند ، تازه می بینی کوچکترین ذره کائناتی . کوله پشتی ات را پایین می گذاری ومی نشینی تا به کوچکی خودت  بیشترفکر کنی .

همین است . هرچه بیشتر می روی  وبیشتر می بینی جهانت پهناورتر می شود .

 درسفر است که با ابرها دوست می شوی، با رودخانه ها حرف می زنی ومحو گل هایی می گردی که در میان سنگ ها وصخره ها ناگهان غافلگیرت می کنند .

سفر آدم راعاشق می کند و هر باربا گیجی شیرینش ، جان را زلال تر می سازد .

اگر نان و پنیرت را برداری و سفره ات را با مورچه ها و ملخ ها و کنجشک ها قسمت کنی. اگراز روی پل چوبی و لرزان دهکده ای با فریادهای شاد عبور کنی ، اندیشه ات به آسایش می رسد و روحت ، خستگی هایش را کنار جاده ، جا می گذارد و این یعنی دیگراز خودت سفر کرده ای.

در سفر، نگاهت زیبا می شود وقتی آن همه گوسفند را می بینی که در دشتی وسیع پراکنده اند و چوپانشان زیر سایه ی تک درختی نماز می خواند و آنطرف از کتری سیاه چایش ، بخار بلند است.

وقتی با کشاورزانی که کنار جاده در حال فروش محصولات شان هستند با علاقه می ایستی ، حرف می زنی و از سختی هایشان می شنوی ، صبورتر می شوی و دنیای واقعی ات آغاز می شود.

وقتی در میان گندمزارهای طلایی بی دغدغه می دوی و دست هایت را هر بار روی ساقه های خشک گندم می لغزانی ، جوان می شوی.

باید به سفر رفت و احساس فوق العاده ای که زندگی برای همه ی آدم ها در نظر گرفته است را تجربه کرد.

هیچ فرقی نمی کند کجا، فقط باید برای دیدن و فهمیدن رفت . باید دنیا را دید. هر کجا که باشی در آغوش مهربان پروردگارت هستی و به چشمهایش، بسیار بسیار نزدیکی.

باید چمدان ها را بست و روزی به راه افتاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 0:39  توسط  ساده دل  | 

:

آبشار لاتون


آبشار لاتون، بلندترین آبشار کشور است و فاصله آن از روستای کوته کومه، حدود شش کیلومتر است که پس از 5/3 ساعت می توان به آن رسید. در این مسافت در حدود ۷۵۰ متر ارتفاع زیاد می شود. در مسیر صعود به آبشار لاتون به روستای قدیمی آسیو شوان نیز می رسید که تقریبا خالی از سکنه است.


به زبان تالشی، آسیو به معنی آسیاب و شوان به معنی کنار رودخانه است. حجم آب آبشار در فصول مختلف سال متفاوت است ولی در تمام فصول آب دارد. اگر به لاتون رسیدید باید خیلی مراقب باشید چون آبشار خطرناکی است و چند وقت پیش کوهنوردی هنگام بالارفتن از این آبشار پرت شد و جان خود را از دست داد.


ارتفاع: 105 متر // نشانی: استان گیلان، ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای کوته کومه.

آبشار شاهاندشت

آبشار شاهاندشت بزرگترین آبشار استان مازندران است که در فهرست آثار طبیعی کشور به ثبت رسیده است. در بالای آبشار شاهاندشت قلعه ملک بهمن که به قلعه ملکه قلاع یا ملک بهمن مشهور است و نام تاریخی آن قلعه فرشته بوده است، واقع شده و از عظیمترین قلاع کوهستانی البرز ایران است که از سنگ و نوعی ساروج که مخلوطی از شیر و تخممرغ و نوعی خاک است ساخته شده و استحکام زیادی دارد که قدمت آن به سه هزار سال پیش میرسد. مسیر رسیدن به قلعه و آبشار گذر از پل روستای وانا، جاده روستای شاهاندشت، پارکینگ شاهاندشت، گذر از روستای شاهاندشت و حدود ۱۵ دقیقه پیادهروی است.


ارتفاع: ‌51 متر // نشانی: روستای شاهاندشت، کیلومتر ۹۶ جاده هراز، ۶۵ کیلومتری شهر آمل، استان مازندران

آبشار بیشه

این آبشار که یکی از آبشارهای پرطرفدار استان لرستان است در دل کوههای زاگرس قرار گرفته و فاصله آن تا شهر خرم آباد ۶۵ کیلومتر است. در کنار این آبشار امکانات گردشگری حتی برای اقامت گردشگران وجود دارد. مانند 17 پلاژ، بازارچه محلی، تلفن، آب، برق، خانه بهداشت و پاسگاه انتظامی.

این آبشار با چشم اندازی زیبا یکی از نادرترین و زیباترین آبشارهای استان لرستان است که ارتفاع آن ۴۸ متر تا نقطه برخورد با زمین است و ۱۰ متر نیز از آنجا تا وصل شدن به رودخانه سزار فاصله دارد. عرض تاج آبشار نیز 20 متر است.


ارتفاع: 58 متر// نشانی: استان لرستان، کنار ایستگاه راه آهن تهران - خوزستان، در نزدیکی ایستگاه بیشه، در شهرستان دورود

آبشار نوژیان

آبشار نوژیان یکی دیگر از مرتفع ترین آبشارهای ایران است که در استان لرستان و در کوهستان واقع شده است. همچنین گردشگاه جنگلی نوژیان نیز بالای کوه تاف قرار دارد. در کوه تاف انواع گیاهان دارویی می رویند و دارای طبیعتی زیبا و دیدنی است. مردم و گردشگران زیادی برای تماشای این آبشار زیبا و برای جمع آوری گیاهان دارویی به این ناحیه می آیند. راه ارتباطی آن از طریق خرمآباد به گردنه نوژیان جاده آسفالته یا از راه آهن به ایستگاه کشور و از آن طرف هم با پای پیاده حدود دو ساعت پیاده روی به سمت آبشار است.


ارتفاع: 95 متر // نشانی: ۳۸ کیلومتری جنوب شرقی خرمآباد(بخش پاپی)، استان لرستان

آبشار سنگان

مسیر دسترسی به روستای سنگان از طریق جاده کن در شمال غرب تهران است. این جاده همان جاده جدید امامزاده داوود است که با عبور از کن و روستای سولقان، دو راهی را سمت چپ و به سمت روستای سنگان پایین ادامه می دهید. پس از پشت سر گذاشتن روستاهای سنگان پایین، سنگان نو و سنگان بالا نیز به امامزاده قاسم می رسید. این آبشار که بلندترین آبشار استان تهران است، در زمستان با یخ زدن، شکلی بسیار زیبا به خود می گیرد اما اوج شکوه و زیبایی آبشار سنگان در فصل پرآبی یعنی بهار و اوایل تابستان است.


ارتفاع:60 متر// نشانی: نزدیکی روستای سنگان، حدود ۲۰ کیلومتری شمال غرب تهران و در دامنههای قله پهنه حصار

آبشار مارگون

آبشار مارگون یکی از زیباترین آبشارهای کشور است که یکی از تفریحگاههای شیرازی ها و یاسوجی ها به صورت مشترک است. این آبشار در حقیقت سرچشمه رودخانه است و در بالای کوه هیچ رودخانه ای نیست، بلکه از بدنه دیواره صخره ای کوه، بیش از چند هزار چشمه وجود دارد که آب از آنها به بیرون ریخته می شود. از این نظر این آبشار بزرگترین و مرتفع ترین آبشار چشمه ای جهان است. حتی به گفته شاهدان در مواقعی از زمستان در این آبشار قندیل هایی از یخ تشکیل می شود و زیبایی خاصی به آن می دهد.


ارتفاع: 70 متر// نشانی: مرز استان فارس با کهگیلویه و بویر احمد. نزدیکی شهر سپیدان، روستای مارگون

آبشار شوی

آبشار شوی یکی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای ایران در رشته کوههای زاگرس واقع است. چون چندین ساعت تا رسیدن به محل آبشار پیاده روی لازم است و این مسیر در میانه روز هوای گرمی دارد بنابراین بهترین زمان برای رفتن به شوی، از اواخر اسفندماه به خصوص در ایام عید تا اواخر اردیبهشت ماه است ضمن اینکه در این موقع از سال این منطقه بسیار سرسبز و زیباست. در مسیر پیاده روی رسیدن به آبشار شوی، بعد از عبور از دره سرتنگ دزفول، سه آبشار کوچکتر با ارتفاع هایی بین ۵ تا ۲۰ متر، قبل از رسیدن به آن قرار دارند که این مسیر را برای عابران بسیار فرحبخش می کند.


ارتفاع: 85 متر// نشانی: دهستان شوی، از توابع شهرستان دزفول و در نزدیکی کوه سالن، یکصد کیلومتری دزفول، استان خوزستان


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 15:23  توسط  ساده دل  | 


پیام نوروز این است:

دوست داشته باشید و زندگی کنید.

زمان همیشه از آن شما نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 20:39  توسط  ساده دل  | 

گل گلدون

خواننده : سیمین غانم

آهنگساز : فریدون شهبازیان

شاعر: فرهاد شیبانی
********************
گل گلدون من شکسته در باد

تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گل شب بو دیگه شب بو نمی ده

کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه ی آسمون پر رنگین کمون

من مث تاریکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلف تو نگذره

من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ماه ایوون من

از تو تنها شدم چون ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو

من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه اما گل خورشید

رو شاخه های بید دلش می گیره

دره مهتابی میشه اما گل مهتاب

از برکه های خواب بالا نمیره

تو که دست تکون میدی

به ستاره جون میدی

میشکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم میاد

دو ستاره کم میاد

می سوزه شقایق از داغ
**********************
دانلود از لینک زیر :
http://www.mediafire.com/?ttjrvcmdoxf
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 0:52  توسط  ساده دل  | 


دانلود سيمين بري (نامهربان)


 سیمین بری گل پیکری آری           از ماه و گل زیباتری آری

                       همچون پری افسونگری آری 

                دیوانه رویت منم چه خواهی دگر از من      

                سرگشته کویت منم نداری خبر از من

                  هر شب که مه در آسمان گردد عیان

دامن کشان گویم به او راز نهان که با من چه ها کردی به جانم جفا کردی  

         هم جان و هم جانانه ای اما در دلبری افسانه ای اما 

                             اما زمن بیگانه ای اما

                    آزرده ام خواهی چرا تو ای نوگل زیبا 

                 افسرده ام خواهی چرا تو ای آفت دلها  

                   عاشق کشی شوخی فسون کاری

                         شیرین لبی اما دل آزاری

                         با ما سر جور و جفا داری

                  می سوزم از هجران تو نترسی ز آه من

                دست من و دامان تو چه باشد گناه من

            دارم زتو نامهربان شوقی به دل شوری به جان

                      می سوزم از سوز نهان زجانم

                  چه میخواهی نگاهی به من گاهی

                       یارب برس امشب به فریادم 

          بستان ازآن نامهربان دادم بیداد اوبرکنده بنیادم

              گو ماه من از آسمان دمی چهره بنماید

                تا شاهد امید من ز رخ پرده بگشاید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 0:42  توسط  ساده دل  | 

ساده بگم

با این که دوستامن  اما نه فقط برای دوستی که به خاطر بزرگی روحش، دوسشون دارم

از بزرگنمایی بدم میاد اما این مردان واقعا دوست داشتنین

همیشه جاهایی که به یه مترجم خوب نیاز دارم، با لبخند قشنگ همیشگیشون حاضرن

موسیقیو شعر و آواز، با تمام لحظه هاشون  عجین شده و شعر و ادبیات رو هم خوب می فهمن و به راستی گاهی وقتا با کلمه ها، نقاشی می کشن

مرامشون رو دوست دارم

سالمن خیلی سالم

انقدر سالم که گاهی شک می کنم میون این همه موضوع ریز و درشت، چطور همیشه کم ضررترین و سالم ترین راه ها رو برای ادامه انتخاب کرده و می کنند

با داشتن قابلیت هایی که گفتن خیلی هاش رو اینجا ضروری نمی دونم، همیشه می شه روی این مردان تو بدترین و سخت ترین لحظه ها حساب کرد

هر وقت زنگ بزنی جوابت رو می دن و همیشه پیشقدمن برای انجام کارایی که هر کسی جرات قبول کردنش رو نداره

دوسشون دارم

نه فقط چون عین آب زلالن

نه فقط چون قشنگ فکر می کن و برای همه موضوعات، یه لبخند دارن و یه نظر خوب

چون واقعا لایق دوست داشتن و لایق بهترین احساس یه آدمن

 از همین جا بهشون میگم دوستون دارم بخاطر روزهای سختی که کنار من بودین

امیدوارم همیشه شاهد رشدشون تو همه زمینه های زندگی، احساسی، کاری و عشقی باشم و سلامتی و امید، بزرگترین همراه های همه لحظه هاشون باشه

ممنونم از خدایی که این دوستان رو سر راه من قرار داد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 18:44  توسط  ساده دل  | 

غار چال نخچیر

ساعت ۵ صبح پنجم دیماه از تهران با یک دستگاه اتوبوس گروه برای بازید از غار چالنخچیر به سمت دلیجان حرکت میکنیم .برای غارنوردی توسط سرپرست تیم از میراث فرهنگی اراک مجوز گرفته شده است. بازدید از غار فقط تا ۱۲۰۰ متر برای عموم ازاد است و اگر بخواهیم به طور حرفه ای غارنوردی گنیم نیاز به مجوز و هماهنگی های قبلی است.

غارها را بايد كشف كرد؛ نه فقط از اين جهت كه تونل‌ها و دالان‌هايي را بيابيم كه تا كنون ناديده بوده‌اند، بلكه از اين جهت هم بايد كشف كرد كه چه حسي در قدم زدن در دالان‌هاي چندميليون ساله و ارتباط برقرار كردن با آن‌ها نهفته است.

كافي است به يكي از غارهاي زيباي كشور نزديك شويد، از همان نزديكي دريچه‌ي ورودي، خنكاي هوا و سپس زيبايي‌هاي دروني و اگر خوش‌شناس باشيد و در يك روز كم‌بازديد به آن قدم گذاشته باشيد، سكوت باستاني و نوعي زيبايي مرموز، كافي است تا پس از خروج از غار و در حالي كه هنوز از كيف آن بهره‌منديد، به فكر اين باشيد كه غار بعدي كه مي‌توانيد از آن ديدن كنيد در كجاي كشور است؟

پس با من برای دیدن این غار زیبا که تجربه ای کاملا متفاوت و خاص از طبیعت گردیست همسفر شوید.


 

تا قبل از سال ۶٨ روستایی های اطراف محل ده ها افسانه از این کوه میگفتند.زمانی که برای چیدن گلهای دارویی و چرای گوسفندانشان به نزدیکی این محل میامدند صدایی هولناک و خشمگین از دل کوه آنها را به هول و وهراس میفکند.گویی روح ناآرام کوه بود که سد راهشان میشد.تا اینکه سال ۶٨ و هنگام یک انفجار توسط سازمان آب منطقه ناگهان دهانه یک غار مسدود شده باز شد و افسانه های چال نخجیر شکل دیگری به خود گرفت.مشخص شد اینجا دهانه مسدود غاری بوده که هنگام وزش باد درآن و نبود مجرای خروجی صدای هوهوی ترسناکی در دل سنگها ایجاد میکرده است.

dsc09922.jpg

غارنوردان کنجکاو میشوند و راه میفتند تا در دل کوه پیش رفته و رمز و راز این سنگها را دریابند و اینگونه بود که ناگهان از دل کوههای آرام نخجیر غاری ٧٠ ملیون ساله سر بیرون میاورد.غاری که همگان را شگفت زده میکند از زیباییهای بینظیرش.غاری آهکی که گویی دست خالق خود به تراش سنگها و قندیلهایش پرداخته است وگرنه کدام دست بشر میتواند چنین به ظرافت با برخورد آب و سنگ و آهن و جیوه و مس تندیسهای بلورین و آهکی به این زیبایی پدید آورد.
 
dsc09935.jpg
برای رفتن به اعماق غار به هد لامپ و بادگیر و کفش مناسب و کلاه ایمنی طناب و به همراه داشتن ظرف اب نیاز میباشد و لیدری یک راهنما ی فنی و متخصص . که زحمت این برنامه را دوست عزیزمان جناب کاظمی از غارنوردان معروف استان مرکزی به عهده گرفتندو تمام راهنمای ها و اطلاعات لازم را قبل از ورود به غار به همنوردان عزیز ارایه دادند.

dsc09927.jpg
جناب کاظمی از غارنوردان خوب و فنی کشور

dsc09932.jpg
صبا کوچکترین عضو گروه که برای اولین بار در کشور موفق به غارنوردی به طول ۴۰۰۰متر گردید
 
 غار دارای یک شاخه‌ اصلی و چند شاخه فرعی است که تا کنون توسط افراد محلی و غار نوردان مجرب در حدود 4 کیلومتر از آن شناسایی شده وئلی فقط برای گردشگران عمومی تا عمق ۱۲۰۰ متر قابل یازدید میباشد و برای رفتن به عمق بیشتر نیاز به مجوز میباشدو پیش بینی می شود حدود 8 تا 10 کیلومتر عمق داشته باشد. تاکنون بالغ بر 2هزار متر فضای خشک در محوطه درونی این مجموعه شناسایی شده ‌است که عموما "کریستالیزه" بوده و تزئینات بلوری و اسفنجی کف، دیوارها و سقف آن از ناب ترین نمونه‌ های موجود جهان است. دست خلاق طبیعت طی میلیون‌ها سال با مدد از شرایط خاص‌ آب وهوایی ‌و جغرافیایی درون غار، دهلیزها، دالان ها، کریدورها، تراس ها و حوضچه‌ های بی ‌نظیری را به وجود آورده که بازتاب نور از منشورهای بلور"کلسیت" در کنار آویزه ‌های پر حالت آن هر بیننده ‌ای را متحیر و مبهوت می‌ کند.

طبق گفته برخی صاحب نظران این غار به لحاظ زیبایی دومین غار زیبای جهان شناخته میشود. علاوه بر زیبایی خیره کننده غار که با انعکاس انواری که بر آنها میتابد چندبرابر میشود، عجیبترین نکته در مورد غار این است که این غار مانند یک موجود زنده، کماکان در حال رشد است و اگر خراشی بر پیکره اش وارد شود به صورت طبیعی قادر است آن را التیام بخشد برای همین هم عکاسی از این غار ممنوع میباشد چرا که فلش دوربین باعث اختلال در رشد غار میشود


dsc09954.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392ساعت 13:55  توسط  ساده دل  | 

ساعت ۷ صبح شنبه به طرف روستای شیب دراز حرکت میکنیم. و از انجا قایق ما را در بست به دور و داخل جزیره میبرد.

در جنوبی ترین نقطه این سرزمین، جزیره ای کوچک و زیبا خودنمایی می کند که هنگام نام دارد. جزیره مرجانی هنگام در جنوب جزیره قشم واقع شده است...

cimg0376.jpg

آب‌هاي اطراف جزيره هنگام به زيستگاه دلفين‌ها شهرت دارد و بسياري از گردشگران براي تماشاي زندگي دلفين‌ها به هنگام سفر مي‌كنند اما گاهي مي‌شود كه به دليل شرايط جوي خبري از دلفين‌ها نيست و گردشگران بدون ديدن آنها جزيره را ترك مي‌كنند.

ir353.jpg

جزیره هنگام با وسعت حدود ۵۰ کیلومتر مربع در جنوب جزیره قشم واقع شده و دارای معادن نمک و خاک و سرب است. فعالیت اقتصادی مردم جزیره از دیرباز، ماهیگیری بوده است و در حال حاضر با حضور گردشگران علاقه‌مند به دیدین زیبايی‌های طبیعی و گردشگری جزیره، ارائه خدمات به گردشگران نیز از جمله فعالیت‌های مردم محلی محسوب مي‌شود.

بازارچه‌اي از صنايع دستي اهالي هنگام كه همگي از صدف‌ها و مرجان‌هاي دريايي درست شده، كنار ساحل هنگام برقرار است و زنان و دختران جزيره هنگام، نقش حنا مي‌زنند و براي گردشگران علاقه‌مند با هنرنمايي، گل‌ها و نقش‌هاي حنا مي‌زنند كه زيبايي آن موجب شده اين هنر به يكي از منابع درآمدي مردم هنگام تبديل شود.

cimg0384.jpg

 


 

cimg0398.jpg


 

cimg0387.jpg
 
 
cimg0389.jpg
 
ساعت یازده بعد از دیدن اکواریم طبیعی و ساحل مرجانی جزیره مجددا به طرف قشم حرکت میکنیم . ساعت دوازده به جنگل های حرا میرسیم. ونیمی از بچه ها به بازار جهت خرید میروند. خود من هم بعد از بازدید از جنگلهای حرا به بازار میروم تا خرید هایم را تکمیل کنم.
توی این سفر جای خالی دوست بسیار عزیزم محسنی خالی بود. واقعا نبودش کاملا حس میشد. مخصوصا موقع خرید. دو سالی میشه که از خرید کردن لذت میبرم و این لذت رو دوست خوبم به من یاد داد.
ساعت سه به کمپ باز گشتیم و در نهایت ساعت ۱۹ به مقصد تهران پرواز کردیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 17:42  توسط  ساده دل  | 

http://www.doorbin.net/ax/qeeshm/x02.jpg

زمستان ايران را فصلي بدون مسافرت مي دانند. سرما، بسته بودن جاده‌ها، بارندگي، همه و همه باعث شده تا کمتر کسي علاقه اي به سفر در اين فصل داشته باشد. در حالي كه زمستان بهترين فصل براي سفر به استان هاي زيباي جنوب ايران زمين است. زمستان، آن زمان که مردم بيشتر شهرهاي ايران به گرماي بخاري پناه مي برند، زمان مناسبي است براي لذت بردن از طبيعتي بي نظير در جنوب ايران. طبيعتي که در آن به راحتي مي توان بدون کمترين احساس سرما شب را در چادر خوابيد و مي شود بدون لباس گرم از هواي بهاري لذت برد. به راستي چه آب و هوايي دارد اين سياره ايران. در فاصله‌اي کمتر از يک ساعت پرواز، اين همه تغيير و تنوع جدا حيرت انگيز است.
ساعت نه صبح جمعه گروه توسط اتوبوس دریایی عازم قشم میشویم. دریایی نیلگون خلیج فارس و نسیم خنک و هوای مطبوع و بهاری شعرو ترانه را برلبان ما جاری ساخته است.و در این فرصت تحت اموزش عکاسی دوست عزیزم قرار میگیرم.

بعد از رسیدن به قشم توسط دو تا مینی بوس ون گروه در دو اکیپ ۱۵ نفره به محل استقرار  تیم که شرکت نفت سازه قشم  میباشد میرسیم. مکانی بسیاز زیبا در یک کمپ فوق العاده مدرن و شیک.افراد به صورت دو نفره در سویتها استقرار پیدا میکنند. سوییتها بسیار شیک و تمیز در کنار ساحل .

بعد از استراحت و دوش گرفتن و پذیرایی از خودمان به رستوران شرکت نفت رفته و به بهترین صورت ممکن از گروه استقبال میشود. انصافا امکانات شرکت نفت قشم در حد بسیار عالی و با کیفیت فوق العاده و غیر قابل قیاس با شرکت های دیگر بود.

ساعت ۴ به سمت دره ستارها میرویم و بعد از دوساعت به سمت بازار درگهان . گروه بعد از خرید ساعت ده شب طبق قرار در میدان درگهان  به یکدیگر پیوسته و به  کمپ باز میگردیم

 بعد از رسیدن به کمپ  و صرف شام دوستان دیگر به سوییت ما میانند و شبی زیبا را دور هم سپری میکنیم.

ساعت دوازده شب دوستان برای استراحت به سوییتهایشان میروند ولی من و دوست عزیزم تا ساعت ۴ صبح بیدار بودیم .

.cimg0291.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 21:10  توسط  ساده دل  | 


 CLIMBING TO GENOO PEAK

كوه گنو ۲ قله مجزا و نسبتا بهم نزدیک به نام های نصيري و بازگرد دارد كه بلندترين نقطه را تشكيل مي دهند و از انواع درختان جنگلي و بوته هاي دارويي پوشيده شده اند.
مسیر صعود به قله گنو از جبهه جنوبی از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه ( روستای ایسین،تازیان ) بعد عبور از جاده منطقه حفاظت شده و پاسگاه محیط بانی مرکزی ( واقع در ابتدای جاده ایستگاه ) که یک جاده پر پیچ و خم بود شروع می شود.
منطقه حفاظت شده گنو در ۲۰ کیلومتری شمال غربی شهرستان بندرعباس واقع شده است.
این کوه در مقایسه با آب و هوای گرم بندرعباس دارای آب و هوای نسبتاٌ معتدل است و به همین جهت از اهمیت خاصی برخوردار است.پوشش گیاهی آن بسیار جالب و قابل توجه است به طوری که اداره محیط زیست هرمزگان برای حفظ و حراست از آنها تمام پوشش گیاهی این منطقه را مورد حفاظت و کنترل خود در آورده است.تنوع پوشش گیاهی این کوه از دامنه تا قله کوه در انواع درختان گرمسیری مانند استپ بیابانی و استپ کوهپایه ای و گونه های گیاهی نواحی سردسیری است.
كوهستان گنو با ابعادي معادل ۳۴ كيلومتر طول و ۵ تا ۱۵ كيلومتر عرض، مساحتي بالغ بر ۳۵۰ كيلومتر مربع را در بر مي گيرد.

گزارش برنامه صعود

گروه كوهنوردي ادارات مركزي شركت ملي نفت ايران که متشکل از یک گروه سی نفره میباشیم ساعت ۱۴ از روبروی ساختمان وزارت نفت به سمت قرودگاه مهراباد حرکت میکنیم . پس از رسیدن به فرودگاه متوجه تاخیر پرواز هواپیمایی ابران ایر میشویم. ساعت پرواز به ۱۹ تغییر داده شده است . حدودا دو ساعت تاخیربا دوستانم به گپ زدن و صحبت میگذرد. اما عشق صعود به گنو و قله نصیری گذشت زمان را برایمان کند کرده است.

بالاخره بعد از سوار شدن به هواپیما ایرباس عازم بندر عباس میشویم. هوا تاریک است و از دیدن زیباهی های زمین بی بهره ایم . گهگاهی لبخند مهماندار ما را به یک لبخند هر چند مصنوعی وادار میکند.

ساعت هشت و بیست دقیقه به فرودگاه میرسیم و بعد از تحویل کوله پشتی هایمان عازم محل اسکان میشویم.

ساعت ده شب به محل اسکان که از قبل هماهنگ شده میرسیم. و بعد از خوردن شام و گشتی مختصر کوله هایمان را برای صعود فردا اماده میکنیم.

ساعت ۳:۳0 بامداد با اميد به حق ، از مهمانسرا حركت كرديم و بعد ازگذشتن از جاده اصلي و طي مسير و پيچ و خم هاي فراوان جاده كوهستاني گنو در ساعت ۶:30 در پاسگاه محيط باني به ارتفاع ۱۶۴۰ متر صعودمان را شروع كرديم

براي صعود به اين قله، موقعيت مسير طوري است كه در ابتدا مي بايست حدود 300 متر تا انتهاي دره (ارتفاع 1348 متر) فرود آمد سپس مسير صعود را در پيش گرفت بنابراين برخلاف كوه هاي ديگر، شروع اين برنامه با فرود است و پايان آن با صعود

  در ساعت ۷:۱۲ در چشمه رمل بعد از  10 دقيقه توقف به سمت محلي بنام سنگ قرار به (ارتفاع۱۶۹۰ ) ادامه مسير داديم و راس ساعت ۰۸:۱۵ در محل مذكور جهت صرف صبحانه  توقف ۳۰ دقيقه اي داشتيم و در ساعت ۰۸:۴0 مسير صعود را در پيش گرفتيم

گروه بعد از دور زدن قله و گذر از يك منطقه زيني شكل به پشت قله رسيده و لاجرم بايد از يك ديواره نسبتاً قائم صعود مي كردند .
بالاخره پس از طي فراز و نشيب هاي متعدد و دور زدن قله و عبور از ديواره واقع در پشت قله، گروه كوهنوردي شركت ملي نفت ايران در حوالي ساعت ۱۲ موفق به صعود "قله نصيري" معروف به "قله گنو" به ارتفاع 2354 متر شدند.
اعضاء گروه پس از حدود 45 دقيقه استراحت و گرفتن عكس يادگاري مسير فرود را در پيش گرفته و در ساعت ۱۸ و 30 دقيقه به محل پايان برنامه رسيدند و برنامه كوهنوردي با موفقيت پايان یافت
تصاویر مربوط به صعود به قله نصیری و گنو

cimg0022.jpg
cimg0034.jpg
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 0:4  توسط  ساده دل  | 

من بنده نیستم...


عاشق مسیر های نرفته ام، بی ترس از چشم های از حدقه بیرون زده عوام و دهان های باز از تعجبشان...

راه را خودم انتخاب میکنم...

راهی نو...

مسیری که مردگان هرگز عبور نکرده اند و زنده ها را هم ترسانده اند...

خجالت نمیکشم، نمیترسم، خسته نمیشوم...



امید وار و راسخ پا را بر تمام هرزه علفهای نادانی میگذارم که مسیرتکاملم را پوشانده اند....

عبور... عبور... و باز هم عبور...

از عادات ذهنی و پیش فرض ها عبور، از سنتها و ادیان عبور، از خرافات و جهل و نادانی عبور، از بت ها و خدایان زمینی و آسمانی و هرآنچه و هرآنکس که شعور مرا به سخره بگیرد عبور میکنم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 21:22  توسط  ساده دل  | 

به عنوان شخصی فعال در صنعت پتروشیمی متاسفانه در رور 15 بهمن شاهد تصویب قانونی در مجلس بودم که میتوان گفت فقط باید به حال این مجلس و مردم و فعالین صنعت گریست

 

بالاخره نرخ گاز پتروشیمی ها با جو سازی و شانتاژ بازی بعضی از خبر گزاری ها و بی اطلاعی نمایندگان مجلس به یکبار از 2.7 سنت به 15 سنت افزایش یافت. افزایشی در حدود 500 درصد

تعیین نرخ خوراک 15 سنتی پتروشیمی ها این صنعت مادر و اساسی را که با مصرف نزدیک به ده درصد گاز طبیعی کشور 40 درصد صادرات کشور را  تشکیل داده و هزاران شغل مستقیم و غیر مستقیم را تغذیه میکند درداور و حیرت انگیز است.

در حالی که اتنظار میرفت مجلس شورای اسلامی و وزارت نفت در حمایت از تولید گامی برداشته متاسفانه بر اساس سنت دیرپای" دمیدن سرنا از سر گشاد "بدون تفکر به عواقب و نتایج ان ناگهان قیمت خوراک گاز پتروشیمی ها به یک باره با افزایش 500 درصدی همراه شد.

البته تصویب چنین قوانینی ریشه در عدم توسعه نیافتگی اقنصادو نبود مطالعات بنیادین و کمی انگیزه در کشور است.

نمایندگان محترم مجلس و جناب توکلی به اصطلاح مدافع قشر مستضعف ایا میدانید که:

430ملیون متر مکعب گاز تولیدی در کشور فقط 40 ملیون متر مکعب ان به صنتایع پتروشیمی اختصاص داده میشود و 390ملیون متر مکعب ان صرف مصارف خانگی میشود و سوزانده میگردد. در تمام جهان تلاش میشود مصرف بدون ارزش افزوده کنار گذاشته شود اما در ایران قرا است راه برعکس پیموده شوذ. مصارف خانگی به قیمت هفتاد تومان و مصارف برای ارزش افزوده و ارز اوری برای کشور به قیمت 400 تومان

2. تمام سعی رقبا و دشمنا این کشور جلوگیری از جذب سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و کاز ایران بود ایا میدانید با این مصوبه هیچ مزیتی در سرمایه گذاری در ایران برای شرکتهای خارجی و هیچ توجیهی برای اعطای وام به شرکتهای ایرانی به جز مزیت بازدهی وجود ندارد

3.ایا میدانید نرخ خوراک گازی در عربستان کمتر از 3 سنت و در قطر 5 سنت است و حتی گاز ارایه شده روسیه در ارمنستان 18 سنت مدت دار است و به راستی کدام سرمایه گذار عاقلی عربستان و قطر و ارمنستان و اذربایجان و ترکستان را با کشور ما ترجیح خواهد داد؟ ایا شما از شرکت سابیکو در عربستالن اطلاعی دارید که به تنهایی 70 ملیارد دلار ارزش بازار ان شرکت است و با این قوانین و تفکرات شما رقابت ما با عربستان و قطر فقط میتواند اسباب خنده و شوخی باشد

4.ایا میدانید 69 طرح پتروشیمی در داخل کشور در حال اجراست که نمایندگان مجلس بیشتر از هر کس میدانند به علت نبود اعتبار همه انها نیمه تمام رها شده است. ایا با مصوبه اخیر مجلس این طرحها صرفه اقتصادی خود را دست نخواهند داد؟ در حال حاضر سوله بعضی از این پتروشیمی ها برای نگهداری سیب زمینی در حال استفاده هستند پس چگونه میتوان انظار داشت وقتی با نرخ گاز هفتاد تومانی اشتیاقی برای سرمایه کگذاری نیست اونوقت با نرخ گاز 400تومانی این طرحها تکمیل گردد؟

حتما توجیه جنابعالی و دوستانتان در خانه ملت از ایجاد درامد 1.5 ملیارد دلاری برای دولت است اما

ایکاش به جای گران کردن  گاز 30 مجتمع پتروشیمی و عقیم کردن 67 طرح توسعه ای و تشویق به سوزاندن همین برداشت محدو با نرخ 2.6 سنتی کاش به توسعه بیشتر میدان پارس جنوبی و افزایش برداشت و افزلیش صادرات و رشد درامد ملی الین مملکت فکر میکردید

ایا میدانید هم اکنون قطر نزدیک به 40 ملیارد دلار سالانه بیش از ایران از میادین مشترک گاز برداشت میکند

و به فروش میرساند . یعنی روزانه قریب به یکصد ملیون دلار و هر ماه بیشتر از سه ملیارد دلار

ایا قصد داریم در حالی که برداشت قطر از 157 ملیارد متر مکعب  در سه سال اینده به 237 ملیارد متر مکعب در سه سال اینده خواهد رسید ما فقط نظاره گر باشیم.

ایا  نباید به جای 1.5 ملیارد دلار مشکل ساز به فکر کسب 40 ملیلرد دلار درامد گاز و تبدیل ان به 80 ملیارد دلار محصولات پتروشیمی بود؟

در پایان فقط نمیدانم ایندگان در مورد این مجلس چه خواهند گفت



.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 2:40  توسط  ساده دل  | 

اين روزها روزهاي نسبتا سختي را داريم سپري مي کنيم. بازار مثبت ماههاي اخير ، انگار مي خواهد زهرش را بريزد و آنگونه که مي بينيم اکثر معامله گران از وضعيت بوجود آمده ناراضي هستند.
اگر نارضايتي و ناراحتي خود از افت قيمتها در چند روز اخير را با يک دوست يا با يکي از اعضاء خانواده يا هر کس که اخبار بورس را از دور دنبال مي کند و در بازار فعال نيست در ميان بگذاريد ممکن است به شما بگويد : چقدر ناشکر هستيد؟ يک سال و نيم است که بازار مثبت است اما هنوز يک هفته هم منفي نشده! ناراحتي؟
اين حرف چقدر منطقي است؟
اين بنده خدا مگر دروغ مي گويد؟ مگر در ماههاي اخير برترين بازار جهان را نداشتيم؟
مگر بيش از يک سال و نيم بازار سراسر سبز و مثبت نداشتيم؟ خب حالا بگذاريد چند روز هم منفي باشد.
چه ايرادي دارد؟
اما واقعيت چيز ديگري است.
واقعيت اين است که ما در روزهاي مثبت بازار انقدر سود نکرديم که امروز با از دست دادن اندکي از آن ناراحت نشويم.
وقتي که بازار مثبت و سراسر سبز و باورنکردني امسال را ديدم با خود گفتم "ضربالمثل قديمي که مي گويد در بورس 95 درصد معامله گران زيان مي کنند و 5درصد سود آنها را مي برند ! ديگر دراين بازار صدق نخواهد کرد" چون هر سهمي مي خريدي رشد مي کرد و به قيمت هاي بالايي مي رسيد و درواقع همه در سود بودند!
اما وقتي به پاي صحبتهاي سهامداران مي نشيني مي بيني اينگونه نيست و واقعا خيلي ها از اين بازار سود نبردند.
خيلي ها حتي زيان هم کرده اند!!
متاسفانه اين يک واقعيت انکار ناپذير است که در بازار مثبت اکثريت سود نمي کنند اما در بازار منفي اکثريت زيان مي کنند.
دليلش را اگر بخواهيم موشکافي کنيم بايد چند روزي بنويسيم.
قصد ندارم دراين باره بنويسم. سخن من با دوستاني است که با روياهاي غير واقعي قدم دراين بازار گذاشته اند و امروزآرزوهاي خود را برباد رفته مي بينند.
واقعيت را بايد بپذيريم.
چرا بايد در بازاري که تمام سهم ها نسبت به اول سال رشد کرده اند. و بيش از نصف سهام بازار حتي دوبرابر شده اند و خيلي از نمادها حتي 10برابر رشد کرده اند ، من و شما زيان کنيم.؟ يا سود نکنيم؟ مگر ما همين سهام را نمي خريم؟ مگر ما در همين بازار نيستيم؟ پس ماجرا چيست؟ ايراد کار کجاست؟
با قاطعيت مي گويم اگر بازاراز آن رشد نجومي فاصله بگيرد ومتعادل شود، که خواهد شد! خيلي از معامله گران اين بازار با زيان هاي هنگفتي روبرو خواهند شد.
دليل اين موضوع فقط و فقط در فکر ماست. در نگرش ما و در برخورد ما با بازار.
سري به تحليل هاي سايت بزنيد. حتي يک نمودار هم نمي توانيد پيدا کنيد که بدون منفي شدن و هر روز با 4درصد مثبت رشد کند و بالا برود.
يک سهم با نوسانات قيمتي خرکت مي کند.
يک سهم براي اينکه دوبرابر شود چندين بار سقف و کف مي سازد و از منفي به مثبت و برعکس تغيير مسير مي دهد اما در نهايت برايند اين منفي و مثبت ها صعود قيمت سهم است.
مشکل همينجاست!
مشکل اين است که ما سهم را مي خريم و وقتي دو روز منفي خورد مي فروشيم. و مي رويم سراغ سهمي ديگر و همين کار را تکرار مي کنيم.
مشکل ما اين است که اگر سهمي داشته باشيم که صف خريد نداشته باشد احساس خوبي نداريم.
اگر سهم ما صف خريد نباشد هر آن ممکن است بفروشيم و از روند جا بمانيم.
ما بايد اول اين مشکل را حل کنيم. کاري به آموزش و اطلاعات و ... ندارم. اين مشکل ما بايد جدي گرفته شود.
کاش مي شد مثل سابق تا چند روزبعداز خريد نمي توانستيم بفروشيم! قبلا اينگونه بود.
دوستان اين را جدي بگيريد بازار بورس محل انتقال ثروت از افراد عجول به افراد صبور است.
ممکن است از صبر هزار جور برداشت کنيد اما منظور ما صبر در نتيجه گيري از کاري که کردي مي باشد.
يک کشاورز وقتي بذري مي کارد حدود 9ماه بايد صبر کند تا اين بذر به محصول تبديل شود. اين اصلا اسمش صبر نيست. اين يک فرآيند است. يک پروسه است که بايد طي شود.
شما اگر سهمي مي خري بايد صبر کني تا رشد کند. شما اجازه رشد را به سهم نمي دهي. شما مي خواهي همينکه خريدي سهم صف خريد شود .اصلا قبول نمي کني که صبر کني.
اما واقعيت چيز ديگري است.
واقعيت اين است که شما صبر مي کني اما چون صبر را قبول نکردي نتيجه هم نمي گيري!!!! مي دانيد اين يعني چي؟
کسي که صبر مي کند ،چه کاري انجام مي دهد که شما نمي کنيد؟
فرض کنيد اول سال سهمي را مي خريدي و يکي به شما مي گفت اگر اين سهم را 9ماه نگه داري 50 درصد سود مي دهد.
کافيست 9 ماه صبر کني. شما اگر قبول مي کردي الان 50درصد داشتي.
حالا که قبول نکردي چي نصيبت شد؟
منظور اين است که ماه و فصل و سال مي گذرد و من و شما خواه ناخواه در حال طي کردن زمان هستيم و درواقع داريم صبر مي کنيم !وقتي يکي مي گويد من تا عيد صبر مي کنم و يکي مي گويد من صبر ندارم ،هردو به عيد مي رسند و هردو باهم اين گذر زمان را احساس مي کنند . اين صبر کاري ندارد.
اصلا اين صبر نيست!! اسم اين صبر نيست.
صبر يعني تحمل يک سختي .تحمل يک مصيبت. پذيرفتن و شکايت نکردن. صبر براي يک زنداني معني دارد. براي يک بيمارمعني دارد.براي کساني که همراه با صبر زجر مي کشند. نه يک معامله گر که بايد سهمي را بخرد و چند ماه ديگر بفروشد.
مگر اسم اين صبر است.؟
در بهترين حالت، فقط مي توان صبر را به زماني اطلاق کرد که سهمي را بخريم و سهم منفي شود و ما به علت صف فروش نتوانيم بفروشيم و دچار زيان شويم.
اينجا شايد بتوان گفت که صبر در برابر از دست دادن سرمايه!
بنابراين دوستان عزيز!
خريد يک سهم و همراهي آن تا چند ماه يک ضرورت است. يک راه حل است نه يک صبر.کاري به کلمات نداريم مهم اين است که ما بايد ياد بگيريم که يک سهم در مسير صعود چندين بار منفي مي شود.ممکن است چند روز درجا بزند.
نبايد بدون هيچ دليلي از سهم خارج شويم. براي هر فروشي حتما دوتا دليل بياوريد. هنگام خريد سه تا دليل بياوريد.
قصد موعظه گري در اين بازار منفي ندارم بلکه اين مشکل را خيلي آشکار در معاملات اغلب معامله گران مي بينم.
اين را من تکرار کردم تا يک يادآوري باشد. به خودمان يادآوري کنيم .به خودمان بگوييم که هدفمان چند روزه است و چند ماهه؟ اين کار را اگر نکنيم امکان ندارد سود کنيم.
لازم نيست صبر ايوب داشته باشيم.لازم نيست از غوره حلوا بسازيم ! کافيست خودمان به خودمان فرصت دهيم. به پولمان اجازه رشد و پيشروي بدهيم.

درآخر در مورد بازار اين روزها بايد عرض کنم مقاومت 89000 که ازش مي ترسيديم کار خودش را کرد و مانع حرکت شاخص شد اما اين مقاومت بايد شکسته شود. در مسير رشدشاخص  اين اصلاح بايد صورت مي گرفت.
اين هفته و مخصوصا روز سه شنبه براي شاخص بسيار مهم و حياتي است. اکثر سهم ها در نمودارشان درست در نقطه حمايتي و برگشت بسر مي برند.
بطوريکه اگر برگشت قيمتي را شاهد نباشيم اوضاع بدتر مي شود.
سشنبه ( با ارفاق تا آخر هفته ) بازار بايد برگردد. اين اتفاق بايد بيفتد.
يعني اصلاح شاخص بايد تا انتهاي هفته تمام شود و حرکت براي ثبت قله 93000 واحدي آغاز گردد. اين تنها مسيري است که شاخص بايد طي کند.
اما براي خريد بايد مراقب باشيد. مترصد برگشت نباشيد. به محض برگشت بازار وارد نشويد صبر کنيد تا بازارجان بگيرد.
وقتي حرکت جمعي بازار را شاهد بوديد آن وقت وارد شويد.
درپايان از خداوند مي خواهيم به مال و سرمايه ما برکت بدهد و سلامتي و صحت جسم و روح و روان مارا از ما نگيرد.

در پایان جمله معروف وارن بافت را یاداوری میکنم(من کمترین زمانی را که سهامدار یک شرکت بوده ام ۶ سال بوده است)

به امید بازاری سراسر سبز

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت 0:5  توسط  ساده دل  | 

تقدیم به فرشته های مهربان و اسطوره های فداکاری و محبت که هنوز رفتنشان را باور ندارم

مادر بهترین دوستم که یک هفته قبل از رحلتش برای همیشه خنده هایش و صدای زیبایش در بیمارستان کسری تا ابد در ذهنم حک گردید(۱۷ خرداد)

مادرم که در روز عید(۲۵مهر) چقدر با او خندیدم و چقدر او را در آغوش گرفتم ودر کمال ناباوری همان روز از دستش دادم

خاله ام که نماد سادگی و مهربانی و محبت بود(۴ دیماه)

 نبودنِ تــو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست...
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد!
شعر نمی‌چسبد...
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد!
نمک از نان رفته!!!
خنکی از آب.............
" ما بی‌تو فقیر شده‌ایم " مادر....

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1392ساعت 2:56  توسط  ساده دل  | 

مﺎﺩﺭﻡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺑﻮﺩ!

ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻧﺒﯿﻞ پرازﻣﻌﺠﺰﻩ !

ﯾﺎﺩﻡ ﻫﺴﺖﺩﺭﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﻮﺯﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ

ﺍﻟﻨﮕﻮﯾﺶ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﺮﺩ!
______________________

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 1:1  توسط  ساده دل  | 

بنام مبدا و مقصد هستی

نفس می نیارم زد از شکر دوست      که شکری ندانم که در خورد اوست

بار پروردگارا تو را سپاس، سپاس از نعمتهای بیکرانت، سپاس از اینکه ما را جزئی از خود نامیدی و بسوی خویش خواندی سپاس به خاطر سالهایی از عمرمان که در کنار مادری با ایمان، مهربان و فداکار گذشت و سپاس به خاطر عزیزان  مهربانی که در روز فراقش ما را در آغوش محبتشان گرفتند و در تحمل غم نبودنش، یاریمان دادند.

به حکم ادب و قدرشناسی وظیفه خود می دانیم از یکایک سروران عزیز،دوستان، همکاران، آشنایان و مسئولان ارجمندی که به طرق مختلف (حضور در مراسم خاکسپاری، مجالس ترحیم و یادبود، حضور در محل کار، نثار تاج گل، نصب بنر و پلاکارد، اعلامیه همدردی، ارسال پیامک، تماس تلفنی و . . . ) ابراز همدردی نموده اند، تشکر و قدردانی نموده و امیدواریم خداوند بزرگ عنایت فرموده و توفیقمان دهد تا محبت تمامی عزیزان را در مناسبتهای شادی جبران نمائیم.

با احترام خانواده کریمی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 13:47  توسط  ساده دل  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 21:25  توسط  ساده دل  | 

                 

آدم بعد از جنگل پدید آمد و بیابان بعد از آدم

        

عکس های خفن

 

Free Link Exchange

آبشار لاتون دراستان گیلان، ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای کوته کومه جای گرفته‌است. ارتفاع تقریبی آبشار لاتون ۱۰۵ متر است که بلحاظ بلندی، مرتفع ترین آبشار گیلان و ایران به حساب می‌آید.

فاصله از روستای کوته کومه تا آبشار حدود ۶ کیلومتر است که در مدت طی این مسافت ۳/۵ ساعتی در حدود ۷۵۰ متر ارتفاع زیاد می‌شود.

مسیر صعود آبشار تپه‌هایی جنگلی و بسیار زیباست که در طول مسیر چشمه‌های فراوانی با آبی خنک و نوشیدنی دیده می‌شود. انتهای مسیر نیز دارای پرتگاه‌هایی خطرناک و مرگبار است. آبشار از فاصلهٔ ۵۰۰ متری قابل رویت است.

در مسیر صعود به آبشار لاتون به روستای قدیمی آسیو شوان می‌رسیم که تقریباً خالی از سکنه‌است. به زبان تالشی، آسیو به معنی آسیاب و شوان به معنی کنار رودخانه می‌باشد.

در حاشیهٔ آبشار یکی از زیباترین جنگل‌های متراکم بکر و دست‌نخوردهٔ گیلان با انبوهی از درختان آلو، به، گلابی، گردو، فندق و سیب وحشی وجود دارد که در ۹ ماه از سال سرسبزی و زیبایی خود را حفظ می‌کند.

از تنوع جانوری اطراف ابشار نیز می‌توان به گرگ، گراز، خرس(نادر)، جوجه تیغی، اسب، گاو، و... اشاره کرد.

سرچشمه آبشار

این آبشار از دامنه‌های شرق کوه اسپیناس سرچشمه گرفته و به رودخانهٔ لوندویل که با طول ۱۷ کیلومتر خود نیز از کوه اسپیناس سرچشمه گرفته سرازیر می‌شود و با شیب تندی به سمت کوته کومه و لوندویل حرکت کرده و در آخر وارد دریای خزر می‌شود.

حجم آب آبشار در فصول مختلف سال متفاوت است ولی در تمام فصول آب دارد.

قبل از نوشتن گزارش برنامه به معرفی ابشار پرداختم.

روز چهارشنبه دهم مهر ساعت دوازده ونیم با یه گروه ۳۲ نفره از خیابان حافظ روبروی وزارت نفت سفر خویش را اغاز میکنم.سرپرست گروه دوست با تجربه و کوهنوردی است که تجربه صعودهای بالای ۷۰۰۰متر را در پرونده خویش دارد و براستی ادم عاشقیست . عاشق سفر و طبیعت.
ساعت ۸ شب به تالش میرسیم و شام را در رستوران تالش صرف نموده و در هوای بسیار لطیف و زیبای تالش قدم میزنیم. بعد از کمی پیاده روی به اتفاق سایر همنوردان به خانه معلم تالش رفته و کوله های خود را برای سفر فردا اماده میکنیم.


              


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 14:1  توسط  ساده دل  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1392ساعت 15:18  توسط  ساده دل  | 

 

باز پاییز است و آوای فرو افتادن هر برگ
باغ و باد و پچ پچ برگ چنار از دور
پنجه های التماس هر درخت خشک
آسمان و چشمه های فواره هایش کور
عصراز آهنگ غم سرشار
باد و قیچی های ناپیدای او در کار
هر فرو افتادن برگی پیام مرگ
باز پاییز است و آوای فرو افتادن هر برگ

وپاییزی دگر رسید..

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1392ساعت 14:47  توسط  ساده دل  | 

هوای "شترکوه" و "دشت طیان" مرا خوشتر آید ز مازندران



 
دریاچه گهر " يكي از جلوه هاي زيباي طبيعت ايران است كه در دامنه "اشترانكوه: يعني آلپ ايران واقع شده است.("اشترانكوه" واقع در جنوب شهرستان ازنا و در شرق استان لرستان، رشته كوهي است با 13 قله به هم پيوسته كه زيبايي خاصي به آن داده است.)

آب موجود در "درياچه گهر" از ذوب برف هاي اشترانكوه و همچنين جاري شدن چشمه هاي طبيعي در آن و انباشت آب در پشت سد طبیعی ايجاد شده كه آن را به آبگیر بزرگی تبديل كرده است.

زيبايي خيره كننده و چشم اندازهاي بديع درياچه سبب شده هر ساله با وجود سختی راه من و دوسانم به ديدن درياچه و زيبايي هاي آن برویم و چند روزي از اوقات فراغت خود را در آنجا سپري كنیم. این دریاچه در نزد کشورهای خارجی بنام دریاچه ایران مشهور است.

در گزارش سفر سال قبل نسبت به مسیر های دستیابی به دریاچه و موقعیت جغرافیایی به طور مبسوط نوشتم
 

img_1017.jpg
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 18:31  توسط  ساده دل  | 

تبادل لینک رایگان

تبادل لینک رایگان

باغبهادران یکی از شهرهای شهرستان لنجان می باشد که در بخش باغبهادران و در 24 کیلومتری زرین شهر واقع است

طبیعت زیبا و سرسبزی شهر و اعتدال آب و هوا که بواسطه قرار گرفتن شهر در حاشیه رودخانه زاینده رود پدید آمده است جلوه هایی از طبیعت زیبا در این شهر پدید آورده که هر ساله جمعیت قابل توجهی از مسافران را از شهرهای دیگر بویژه اصفهان به این منطقه می کشانند، این جاذبه های خدادادی و چشم نواز چنانچه تحت مدیریتی بهینه قرار گیرند می توانند منافع و امتیازات مادی و معنوی بسیاری را برای منطقه به ارمغان آورند.

ساحل زاینده رود و پارک ساحلی شهر ، مجموعه ویلائی و تفریحی شهرداری و بویژه منطقه سرسبز و جذاب وشمندجان از جمله جاذبه های طبیعی شهر می باشند که از شهرت مطلوبی در بین جوامع ساکن در استان اصفهان و سرزمینهای دیگر برخوردار می باشند.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:14  توسط  ساده دل  | 

تبادل لینک رایگان

مجموعه ارتفاعات كوه صفه با بلندترين نقطه ارتفاع ۲۲۵۷ متر در جنوب غربي اصفهان واقع است . اين كوه از شمال به جاده كمربندي از غرب به كوههاي تخت رستم و دره خان از شرق به شهرك ها و مجتمع هاي مسكوني و از جنوب به اراضي باز و خط آهن منتهي مي شود.

در دامنه كوه صفه، چشمه‌اي به نام «چشمة درويش» و دويست متر بالاتر از آن «چشمة گل زرد» قرار دارد. چشمة دوم در نقطه‌اي صعب‌العبور قرار گرفته و رسيدن به آن دشوار است.

تبادل لینک رایگان


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 16:43  توسط  ساده دل  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت 13:39  توسط  ساده دل  | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 23:29  توسط  ساده دل  | 

تبادل لینک در فیس بوکتبادل لینک در فیس بوک

کنشت و مسجد و بتخانه و دیر

جز این مشت گلی پیدا نکردی

ز حکم غیر نتوان جز بدل رست

تو ای غافل دلی پیدا نکردی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 22:48  توسط  ساده دل  | 

هفتم مرداد باز با همون کوله پشتی نارنجی خودم و با یک دوربین کنون عازم اصفهان شدم. اگر چه هدف از سفر من به اصفهام ماموریت کاری بود.اما پس از استقرار در محل کار در همان روز اول به برنامه ریزی برای شناخت کامل اثار و طبیعت استان اصفهان پرداختم. بی شک یکی از زیباترین سفرهای دوران عمرم بود. اشنایی با همکارانی که هیچوقت انها را فراموش نخواهم کرد.و هر کدام تمام سعی و تلاش خود را نمودند  برای همراهی با من . اری بعد از یکماه با کو.له پشتی از خاطرات زیبا و تجربیاتی عمیق و پیدا کردن دوستان خوب و عکس های زیبایی از طبیعت و تاریخ اصفهان برگشتم. پس وظیفه خود دانستم به پاس انهمه مهربانی با قلم ناتوان خویش بتوانم در توصیف استان اصفهان و ثبت انهمه خاطرات گامی کوچک برداشته باشم.

شايد ندانيم كه ايران، سرزمين تضادها، از چنان زيبايي هاي مسحور كننده اي برخوردار است كه ديگر كشورها به آن رشك مي ورزند و شهر اصفهان يكي از اين زيبايي ها است. اصفهان شهري فيروزه اي رنگ در مركز ايران و در ۴۰۰ كيلومتري تهران واقع شده است. اهالي اصفهان مهربان و باوقار.

زيبايي و شكوه آثاروابنيهء تاريخي اصفهان چنان بيننده را مفتون مي سازد كه حتي براي شهروندي كه سالها در كنار اين آثار بديع زندگي كرده است نه تنها خسته كننده نيست بلكه با هر بار مشاهده مكرّر، راز و رمزهاي تازه و شگفتي را كشف مي كند.بي مناسبت نيست كه ((نصف جهانش)) ناميده اند و ازهزار سال پيش  اين شهر پذيراي جهانگردان و سياحان بي شماري بوده كه هر يك به زباني عظمت و زيبايي شهر و بناهاي آن را ستوده اند.

ناصر خسرو شاعر تیزبین و جهانگرد مي گويد : " من درهمه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ند يدم" .واین تشریح هزار سال پیش اصفهان است. و اما شاردن چهارصد سال پیش اصفهان را چنین توصیف میکند: از خيابان بزرگي آغاز مي كنم كه مي توان آن را حياط شهر ناميد . خياباني كه زيباتر از آن نه ديده و نه شنيده ام... آنگاه شاردن به توصيف نهر آب وسط خيابان و كوشك ها و تالارها و حجره هاي زيباي وسط باغ مي پردازد كه به قول او با ظرافت بسيار منقش و مطلا شده اند . ديوارها روزنه هايي دارند كه بدون ورود به باغ مي توان از بيرون همه كساني كه در آن هستند و آن چه را كه در باغ مي گذرد مشاهده كرد.

خيابانهاي وسيع وميدانهاي بزرگ مساجد و كاخهاي سلطنتي بخشي از سيماي شهر اصفهان در اين دوران است به طور كلي آثار مهم تاريخي در شهر اصفهان عبارتند از ميدان امام يا نقش جهان ,عالي قاپو,كاخ چهلستون ,منارجنبان ,مدرسه چهارباغ يا سلطاني ,مسجد امام ,مسجد شيخ لطف الله ,كليسا وگنجينه وانك ,سي وسه پل يا پل الله ورديخان ,پل خواجو وبازار اصفهان
 از جمله نقاط ديدني اين شهر مسجد جامع ,سردرقيصريه ,كاخ هشت بهشت ,تالار اشرف ,بقعه بابا ركن الدين ,امامزاده اسماعيل ,هارون ولايت ,مناره چهل دختران ونقاط تفريحي بيشماري از جمله بوستان شهري ملت ,آيينه خانه ,باغ پرندگان وباغ گلهاست

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 9:51  توسط  ساده دل  | 

این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلند پروازانه تر را نوید دهد. پایانی که پایان نیست، که شالوده ی آغاز است، که پشتوانه ی آغاز است، که تیر خلاصی است بر نتوانستن ها، بر خود کم بینی ها، بر در حصار ماندن ها، بر گرفتار تکرار شدن ها. آری تیر خلاصی است بر ماندن ها، نرفتن ها، نرسیدن ها، غروبی است برای این فرسایش ها و طلوعی است برای ریشه زدن ها، برای شکوفه دادن ها. بوی خوش تغییر است و مهر ابطال است بر راکد بودن ها.

 تو پیروز شدی، تو فاتح قلب‌های ما شدی؛ شکوه و عظمت زندگی را ندیدی و اراده کردی تا آن را بر بلندترین قله‌ها بیابی. به سان همه آدمیان، آری، از شکست ترسیدی اما عنان خود به وحشت نسپردی و عازم پرخطرترین سفرها شدی و این بار کوه‌ها از تو آموختند اراده، قدرت و صبر را."

ایدین عزیز رنج نامه ات را در قبل از اعزام خواندم و گریستم. شما ها همیشه زنده هستین.کاری بزرگ انجام دادین . مسیر جدیدی به نام ایران باز کردین اما

هیچکی نمی تونه سختیهایی که تو این چند روزه اون بالا کشیدی رو درک کنه . هیچکی نمی تونه بفهمه که پر پر شدن یارانت جلوی چشمات چقدر برات سخت بوده . هیچکی نمی تونه مثل تو اون بالا شرایط رو مدیریت کنه . تو نشون دادی که خیلی قویتر از اونی هستی که همه فکر می کنن . تو فراتر از همه انتظارات ظاهر شدی . تو مثل همیشه بودی . همون پسر قوی و خوشفکر که تونستی شرایط  رو اون بالا به نحو احسنت مدیریت کنی ولی حیف که همه چیز جور در نیومد . می تونم صدای درخواست کمکت رو که خسته اس و کلافه ولی با امید از پشت تلفن حس کنم . می تونم بفهمم که چقدر اون بالا با دوستانت پویا و مجتبی جنگیدید به امید زنده ماندن . می دونم که اینقدر با معرفت بودی که تنهاشون نذاشتی . انگار خودت هم میدونستی که اگه دوستات رو تنها بذاری کس دیگه ای سراغشون نمیاد . 

احمقانه س ولی رفتنتون رو باور ندارم . منطقم چند روز پیش باور کرد ولی احساسم با شماس . آیدین ... خوبیش به اینه که تو با دوستان واقعیت پویای عزیز و مجتبی با همید . خوبیش اینه که تنها نیستید . خوبیش اینه که با هم مردانه جنگیدید و شرایط رو مدیریت کردید. دیگر بقیش مهم نیست . این دنیای خاکی کشش نگهداری از شما را نداشت . بدونید که توی این چند روز همه کوهنوردان با گلوهای فشرده شده منتظر شما بودن و هروقت کلامی بینشون رد و بدل میشد هق هق گریه ای بود از برای نبود شما در جامعه کوهنوردان

 برخیز مرد برخیز

اینجا جای قنودن نیست

برخیز مرد

خواب گران را به روزهای دیگر بسپار

برخیز مرد

خاموشیت نمیدانی با دلها چه میکند

برخیز مرد برخیز

قله ها نام تو را میخوانند

برخیز مرد

بار دیگر رخ بنمای و بیا

برخیز مرد

نمیدانی دلم چه بارانی میخواهد در این هوای گرم

برخیز مرد برخیز

نمیدانم !ولی هنوز بارقه ای امید وجودمان را روشن نگه داشته

کاش معجزه ای بشود. نمیتوانم باور کنم. چقدر دلم هوای شیر پلا را کرده است . این شبها چشمان اشکبار و نگاههای منتظر را میتوان در شیر پلا و همه پناهگاهها حس کرد.اما دیگر باور کردم ارمیدنتان  را

پس از مفقود شدن مهدی عمیدی در مون بلان فرانسه نوشتیم و با "پلنگ برفی ایران" خداحافظی کردیم... هنوز محمد اوراز را هم از خاطر نبرده ایم، اولین ایرانی و اولین مسلمانی که قله اورست را فتح کرد و آوازه کوهنوردان ایرانی را جهانی کرد. او هم در دل طبیعت آرام گرفت و یازده سال پیش در قله گاشبروم پاکستان گرفتار بهمن شد. اوراز هم رفت..لیلا اسفندیاری که برای همیشه در قله ی گاشربروم هیمالیا آرمید . حالا کوهستان سه فرزند دیگرش را از آغوش خانواده هایشان به آغوش خود فرو برده است؛ پسرانی که "مسیر ایران" را به دوازدهمین قله مرتفع جهان باز کردند اما بازگشتی بی انتها داشتند، بازگشتی به دل کوهستان.

و حالا جوانان ما به کوهها و به زمین مادر پیوسته اند . باد های مهربان قله ها ، ذرات شان را بر گستره ی زمین پخش می کنند و ما هر لحظه آنها را نفس می کشیم .

با آنها خداحافظی نمی کنیم ؛ با آنها زندگی می کنیم .




 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 5:29  توسط  ساده دل  | 

مطالب قدیمی‌تر